آقای محمد رزاقی از اعضای نجات یافته از فرقه رجوی میباشند که به مدت بیست سال در کمپ اشرف اسیر بودند. ایشان همچنین در سال 1373 در زندان های کمپ اشرف بوده و یکی از شاهدین  زندان و شکنجه و قربانی  شدن اعضا در کمپ اشرف می باشد. آقای رزاقی توانستند در سال 1383 از کمپ اشرف گریخته و پس از تحمل 4 سال دیگر زندان تیف که با تبانی سران فرقه و نیروهای آمریکایی تشکیل شده بود سر انجام در سال 1387 به اروپا رسیدند. ایشان هم اکنون یکی از فعالین حقوق بشر بوده و تلاشهای ارزنده ای در افشا کردن فرقه رجوی  برای جوانان و مردم ایران انجام می دهند.

     با تشکرو تقدیر فراوان از  تلاشها و فعالیت های ایشان در  افشای هر چه  بیشتر فرقه رجوی، مصاحبه زیر حاصل گفتگوی  خانم سنجابی با ایشان  می باشد.

    آقای رزاقی ضمن تقدیر وتشکر از فعالیت های افشاگرانه شما و با امید به اینکه سایر اعضای اسیر در کمپ لیبرتی نیز روزی به آزادی از بند تشکیلات رجوی برسند به سوال اول می پردازم:

    1ـ آیا در تشکیلات مجاهدین نقض حقوق بشر انجام میشود نظرتون در باره این موضوع چیست؟

    آقای محمد رزاقی  : با تشکر از زحمات شما و همه دوستان رها شده از چنگال فرقه جنایتکار رجوی در افشا ماهیت رجوی و دیگر سران فرقه و همچنین در شناساندن  روابط مناسبات دورنی وتشکیلات مخوف فرقه رجوی برای افکار عمومی بطور خاص  برای هموطنانمان .

         ـ فکر کنم اگر سوال می کردید آیا در درون فرقه رجوی اعضاء کدام حق و حقوق را  دارند بهتر بود چون جوابش یک کلمه بیشتر نبود و آنهم هیچ حقی ندارند جز مردن در مسیری که رجوی می خواهد حق ندارند !

    اما برگردیم به نقض حقوق بشر ی که شما با آن اشاره کردید حتما شما  هم بهتر از من می دانید که اعضای فرقه رجوی مثل انسانهای دیگر حق زندگی نرمال را ندارند.

     رجوی با اعضاء فرقه خود همچون برده رفتار می کند ؛ هیچ کس حق ازدواج ندارد؛ حق انتخاب ندارد ؛حق بیان نظر شخصی خود را ندارد ؛ حق بیرون رفتن از مقر فرقه را ندارد؛ هیچ کس حق ارتباط با خانواده ندارد ؛ حق ارتباط با دنیای بیرون ندارد ؛ حق داشتن دوست و هم صحبتی  درون فرقه را ندارد؛ هیچ کس حق تشکیل خانواده ندارد ؛ هیچ کس حق رفتن به خیابان ندارد ؛ حق داشتن یک وسیله فردی را ندارد ؛ اعضاء درون فرقه همچون برده بکار گرفته می شوند ولی حقوقی برایشان پرداخت نمی شود و حتا اعضا حق ندارند آنچه را دلشان می خواهد بخورند و یا بخرند و .. علاوه بر اینها هر کس با حرف و سیاستهای رجوی مخالفت بکند و خواهان خروج از تشکیلات فرقه شود  زندانی و شکنجه می شود !

    ببینید یک انسان برای زندگی چه چیزهایی نیاز دارد؟

    همه الزام  یک زندگی نرمال  را رجوی از اعضا گرفته و حتا افراد نمی توانند برای خودشان تصمیم بگیرند رجوی اعضا را به  بردگی  گرفته و برده وار با آنها رفتار می کند و نمی توان گفت آنها در درون تشکیلات فرقه رجوی حق و حقوقی دارند و همانطور که گفتم و یادم هست  رجوی در هر نشستی به آن تاکید داشت این بود که عضو فرقه رجوی یک حق دارد آنهم مردن هست نه چیز دیگر .

    -       با تشکر از شما براستی که شما حق و حقوق ما را زمانی که در فرقه بودیم خوب توصیف کردید و به یادم آمد که سران اصلی سازمان نیز همواره همین جمله رجوی را تکرار می کردند که شما یک حق بیشتر ندارید و آن هم " فدا" کردن است و با استفاده  از چنین کلمات شیکی تمامی حقوق اولیه اعضا راپایمال می کردند. هم چنین خاطره ای به یادم آمد که در یک از نشست های مهوش سپهری (نسرین) با اعضای جوان سازمان (میلیشیاها) به آنها گفته بود عمر چریک شش ماه است و شماها همه اضافه زنده مانده اید و بایستی در همان سال 60 شهید می شدید! .... که بعد از جلسه  اکثرا" او را مسخره کرده و می گفتند یعنی باید در دو سالگی می مردیم! این تعابیر و تفاسیر در فرقه واقعا فراوان و جدی بود.

    می پردازم به سوال دوم:

    2ــ به نظر شما  به چه دلیل تشکیلات رجوی اجازه خروج به اعضای کمپ لیبرتی نمیدهد که بتوانند به کشورهای خارجی بروند؟

     آقای محمد رزاقی ــ ببینید رجوی و دیگر سران فرقه بهتر از هر کس دیگر می دانند درزمان صدام وحضور امریکاییها در عراق و اردوگاه بد نام اشرف، و با پشتیبانی جنایتکاران جنگی مثل ژنرال فیلیپس و یا سرهنگ وسلی مارتین رجوی در حق اعضاء خود چه جنایتهایی کرده اند و هنوز هم به اسارت نگه داشتن اعضاء نگون بخت توسط رجوی و دیگر سران فرقه ادامه دارد .

    خوب شما حساب کنید یکی از چنین مکانی به دنیای ازاد قدم بگذارد با دنیای بیرون با خانواده ودوستان، مردم در تماس باشد اولین چیزی که خواهد فهمید اینکه رجوی در حقش در این سالیان گذشته چه جنایتهایی کرده و او را از همه حق و حقوق انسانی و ابتدائی محروم کرده در نتیجه سوال پشت سرهم به ذهن خواهد زد برای چی رجوی این همه سال از دنیای بیرون قطع اش کرده بود؟

    بعد این همه سال به اسم مبارزه فرد در کجا ایستاده ؟

    چه چیزهایی از دست داده و چه جیزی دارد ؟

    بعد این همه سال که از بهترین دوران زندگی فرد بوده و در مناسبات فرقه رجوی به فنا رفته چکار می تواند بکند؟

    رجوی و دیگر سران فرقه خیلی از اعضاء را زندانی و شکنجه کرده اند یا در نشستهای درونی به  آنها تحقیر و توهین می کردند.  خوب فرد بیایید در دنیای آزاد همه اینها را یا گوشه ای را باز گو می کند یعنی افشاء می کند همین کاری که ما رها شدگان از فرقه رجوی تا بحال کرده ایم و رجوی که خودش را در حد امام زمان  ومافوق، دمکراسی خواه و دمکراتیک خودش را قالب کرده بود زمین کشیدیم. و الان هر روز که می گذرد بر تعداد منتقدین اضافه می شود و چهره و ماهیت واقعی رجوی را افشا می کنند .

    نتیجه اینکه رجوی برای لاپوشانی ظلم و جنایتهایش و افشاء نشدن واقعیتهای درونی فرقه اش از خروج اعضا به دنیای آزاد جلو گیری می کند .

    دلیل دیگرش هم اینکه رجوی یک دکانی باز کرده به اسم مبارزه خودش که همیشه در سختیها فرار را  بر ماندن در کنار نیروهایش ترجیح داده و همیشه جان خودش را نجات داده و زن سوم ایشان هم که مریم قجر باشد مثل رجوی قبل از شروع جنگ از عراق به پاریس فرار کرده و این 3000 عضو نگون بخت  را به اسم مبارزه به اسارت نگه داشته تا به وطن فروشی و خیانت و جنایت خودش  مشروعیت بدهد اگر این اعضا اسیر هم نباشند رجوی چه چیزی می خواهد قربانی کند؟ خودش یا مریم قجر؟ هرگز

    -        با تشکر از شما این  رو هم اضافه کنم  که  به شهادت دوستانی که اخیرا از مناسبات فرقه گریخته اند ،در سال های اخیر سخت گیری ها و بگیر وببند های تشکیلات ، و امضاگیری و تعهد برای ماندن در فرقه و جلسات روضه خوانی و شستشوی مغزی .... بسیار افزایش یافته است.

    به سوال سوم می پردازم:

    3ــ  به نظر شما علت ممانعت تشکیلات رجوی با تماس و ملاقات اعضا مستقر درکمپ لیبرتی با خانواده ها چیست ؟

    جواب 3 ــ ببینید بزرگترین شیادی و ظلم رجوی این بوده که اعضای خود را از جامعه بطور خاص خانواده جدا کند وشور بختانه رجوی در این زمینه موفق بوده وتجربه نشان داده هر عضو فرقه رجوی  توانسته با خانواده و دنیای بیرون کمترین ارتباط  را داشته باشد به قول معروف پر از تناقض شده و دیگر آن فرد سابق نبوده که به هر حرف رجوی و دیگر سران فرقه سر خم کند و در اصل اینطور بگویم هر عضوی از فرقه  که با خانواده و دنیای بیرون ارتباط برقرار کرده در وجودش احساسات انسانی که بوسیله یکسری القاء رجوی سرکوب شده بود شروع به طغیان درونی کرده و این باعث شده فرد آن اعتماد و اعتقادش را به رجوی و ایدئولوژی دست ساز او را از دست بدهد و طبعا"  این بیداری احساسات باعث می شود فرد در مقابل تشکیلات رجوی نافرمانی از خود نشان بدهد که در نهایت به جدائی اون از فرقه منجر می شود و رجوی بهتر از هر کس دیگر این را می داند که هر کس با خانواده تماسی داشته باشد و عاطفه انسانی آن فرد بیدار شود دیگر آن فرد سابق برای تشکیلات نخواهد بود .

    از این جهت می توان گفت رجوی و خانواده ها مثل جن و بسم الله می مانند هر وقت اسم خانواده به میان می اید تمام ستونهای رجوی به لرزه می افتد البته این را اضافه کنم که رجوی تا قبل از سرنگونی صدام ملعون هیچ وقت اجازه ملاقات به خانواده ها را نداده بود و بعد از سرنگونی صدام این خانواده ها بودند که خود جوش برای دیدار عریزان خود به درب  اردوگاه اشرف آمدند که خود داستان و موضوعی هست که من شاهد بودم سران فرقه به چه حیله هایی نزد امریکاییها متوسل شدند تا از دیدار خانواده ها با عزیزان خود جلو گیری کنند اما موفق نشدند که امیدوارم در بحثهای آینده به ان بپردازیم .

    اما همانطور که گفتم رجوی می داند دیدار خانواده ها چه تاثیری روی اعضاء دارد و تجربه این را هم از بعد سرنگونی صدام به چشم دیده که چطور و به چه سرعت بعد اولین ملاقات خانواده ها ریزش و جدائی صورت گرفت به همان خاطر الان از دیدار خانواده ها ممانعت می کند همانطور که در چند سال گذشته خانواده ها حدود 3 سال در پشت درب اردوگاه بد نام اشرف در تحصن بودند و به دستور شخص رجوی از ملاقات خانواده ها جلو گیری شد امروز همان ممنوعیت ملاقات خانواده ها با اعضای نگون بخت ادامه دارد .

    4    ــ   به سوال چهارم  می پردازم به نظر شما آیا سازمان مجاهدین واقعا یک فرقه است دلایل شما چیست؟

    آقای محمد رزاقی ــ ببینید این یک بحثی هست که شاید نتوان در یک سوال به همه ابعاد آن جواب داد و هر موضوعی برای اثبات سوال خودش را طلب می کند اما با قاطعیت تمام و صد در صد می گویم دیگر نمی توان تشکیلات و یا به قول شما سازمان مجاهدین خلق را یک سازمان سیاسی و .. نام برد بلکه یک فرقه مخوف و جنایتکاری هست که بوسیله رهبر جنایتکاری مثل رجوی ساخته شده .

    من بعنوان کسی که 20 سال از بهترین دوران زندگی ام در درون مناسبات این فرقه بصورت شبانه روزی گذشته، می توانم دلایل زیادی را برای فرقه بودن تشکیلات رجوی بیان کنم من اینجا به چند نمونه اساسی می پردازم که همین چند نمونه برای اثبات فرقه بودن مناسبات و تشکیلات رجوی کافی هست .

    ــ اولا رهبران فرقه همیشه در اوج شیادی خودشان را ما فوق بشر معرفی می کنند یعنی بدون عیب و نقص و خطا  ؛ رجوی هم درست همین حالت را  داشت یک روزی خودش را در ارتباط مستقیم با خدا به ما معرفی می کرد یک روز خودش را امام زمان معرفی می کرد و خودش را در مقامی گذاشته بود که در درون مناسبات فرقه رجوی هیچ کس حق انتقاد به رجوی بعنوان رهبر فرقه را نداشت .

    ــ رهبر فرقه سعی می کند به افراد چنین القا کند که غرق در گناه هستند و باید بوسیله رهبر فرقه طلب بخشش گناهان خود را از خدا بکنند و رجوی در این رابطه روزها نشست ایدئولوژیک برگزار می کرد و می گفت شما فقط از طریق رهبر عقیدتی می توانید گناهانتان را پاک کنید .

    ــ رهبرفرقه سعی می کند برای اثبات خودش یک چیز جدیدی به لحاظ ایدئولوژیکی بیان کند ! رجوی هم در این زمینه در اوج شیادی بحثی را پیش کشید به نام انقلاب ایدئولوژیک که تماما به  دین و اعتقادات هیچ دینی ربطی نداشت و دست ساز شخص رجوی بود برای اینکه بگوید خیلی می داند و با عالم غیب در ارتباط است .

    ــ رجوی بعنوان رهبر فرقه سعی می کرد همیشه اذهان اعضا را درگیر مسائلی بکند که افراد اجازه و فرصت فکر کردن به مسائل اصلی نداشته باشند . مثل درگیر کردن اذهان به مسائل جنسی و می توانم به یقین بگویم بیش از 80 درصد بحثهای رجوی پرداختن به مسائل جنسی بود و رجوی بدین شیوه اعضا را درگیر اینگونه مسائل کرده بود تا افراد نتوانند در مورد استراتژی غلط وشکست خورده جنگ مسلحانه و یا خط و خطوط سیاسی که رجوی مدعی بود با آن در چپ مارکسیسم قرار دارد و در نوک پیکان تکامل کسی ایرادی یا انتقادی مطرح کند !

    ــ رهبر فرقه همیشه سعی می کنند اعضا خود را در یک محیط بسته نگه دارند تا آنها را انطور که می خواهند پرورش بدهند تا چرندیاتشان لو نرود و رجوی هم الحق در این زمینه موفق بوده و توانست اعضا را در یک محیط سر بسته به دور از خانواده واز دنیای بیرون نگه دارد و چرندیات خودش را به اعضا القاء کند .

    ــ رهبران فرقه سعی می کنند از احساسات انسانی و یا اعتقادی افراد سو استفاده کنند که رجوی الحق در این رابطه موفق بوده و سعی کرده با سخنرانی های چندین روزه و حتا برگزاری نشستهای چند ماهه از طریق بکار گیری شیوه های روانشناسی بر احساسات افراد مسلط شود و هروقت نیاز داشته باشد از آن طریق حرف و خط خودش را پیش ببرد .

    البته نمونه های زیادی هست که میتوان ثابت کردسازمان مجاهدین خلق کاملا توسط رجوی تبدیل به یک فرقه خطرناک شده است .

    -       بنظرم همین میزان توضیحات روشنگرانه شما برای هر آدم منصفی هم کافیست که متوجه شود که رجوی چگونه در تشکیلات فرقه ای خط خودش را به اسم اسلام و قران و انقلابی گری با شیادی تمام  پیش می برد. به سوال آخر رسیدیم

    5    ــــ  راه حل شما برای تماس و ارتباط با اعضا زندانی در کمپ چیست آیا راه حلی این تشکیلات فرقه ای باقی گذاشته است ؟

     آقای محمد رزاقی  ــ ببینید رجوی و دیگر سران فرقه بهتر از همه می دانند ملاقات خانواده ها با اعضا در قدم اول ان احساسات و عاطفه درونی هر فرد را  بیدار خواهد کرد چیزی که رجوی سالیان سال به هزار روش سعی کرده آن عاطفه انسانی در درون تک؛ تک اعضا  را بکشد یا سرکوب کند . بنابر این رجوی و دارو دسته جنایتکارش هیچ وقت اجازه نخواهند داد اعضا با خانواده هایشان ملاقات کنند چون در گذشت تجربه ملاقات  با خانواده هایشان را هم دارند و دیدند بعد اولین و دومین سری ملاقات با خانواده ها ریزش و جدا شدن چه سرعت و ابعادی گرفت .

    اما به نظر من 2 راه  بیشتر برای حل مشکل تماس و ملاقات خانواده ها با عزیزانشان نمانده .

    یکم : کمپ لیبرتی در خاک عراق هست و دولت عراق با جدا کردن سران فرقه رجوی از بدنه تشکیلات راه تماس و ملاقات خانواده ها را باز کند . چون مانع اصلی وجود سران فرقه در بین اعضای نگون بخت در کمپ لیبرتی می باشد که با فشار و مغز شویی و مانع تراشی مانع ملاقات آنها با خانواده هایشان می شوند .

    دوم : کمپ لیبرتی در عراق زیر نظارت سازمانهای بین المللی مثل یونامی و کمیساریای عالی پناهندگی می باشد آنها می توانند درب کمپ لیبرتی را  در روزهای مشخص هفته برای ملاقات اعضا با خانواده هایشان باز کنند و به نظر من هر 2 موردی که اشاره کردم قابل دسترسی هست مگر در هر کدام طرفهای مقابل دنبال منافع خودشان باشند و از اقدام مشخص خود داری کنند منظورم هم دولت عراق هم ارگانهای بین المللی وگرنه در دنیای کنونی زندانیان درمخوفترین  ترین زندان ها نیز حق ملاقات دارند و حق تماس با خانواده هایشان پس چطوری هست که اعضائ فرقه رجوی حق ندارند با دنیای بیرون تماس داشته باشند ویا با خانواده های خود نتوانند ملاقات کنند .

    به نظر من سران فرقه صد سال دیگر تن به  خواسته خانواده ها برای ملاقات با عزیزانشان نخواهند داد و همانطور که اشاره کردم باید از طریق دولت عراق و ارگانهای بین المللی راه ملاقات و تماس با اسیران فرقه رجوی را باز کرد .

    -       با تشکر  فراوان از شما آقای محمد رزاقی  که در این گفتگو شرکت کردید،خوبه به همین مناسبت همین جا از سازمان های بین المللی و یونامی و دولت و وزارت حقوق بشر عراق درخواست کنیم راه ملاقات و تماس خانواده ها را هموار کنند و بیش از این مانع تراشی نکنند. بیش از دو ساله که افراد از کمپ اشرف به لیبرتی منتقل شدند و در یک تبانی سران فرقه با نیروهای کمیساریا، آنان مانع  دیدار خانوادها با اعضای مستقر در لیبرتی می شوند. این به خوبی صحت گفته های شما و ترس و وحشت فرقه رجوی  رو از چند مادر و پدر پیر وچشم به  راه نشون می ده  و اینکه چگونه  حیات خود را  درقطع ارتباط اعضا با خانواده ها و بستگانشان می بینند و....به امید رها شدن همه عزیزان دربند.

      

    افزودن نظر جدید