مصاحبه سایت ندای حقیقت با خانم زهرا کریمی

     

    تاریخ :شنبه 13آذرماه 1395 برابر 3 دسامبر2016

     این مصاحبه به کمک خانم سنجابی انجام و برای ما ارسال شده است.

     

    خانم کریمی با سلام و تشکر از شرکت شما در این مصاحبه ابتدا درخواست دارم  در صورت امکان مختصری از بیوگرافی خودتان و خواهر به گروگان گرفته شده در فرقه رجوی سخن بگویید.

     

    باعرض سلام وتشکر  از خانم سنجابی و  مسئولین و دست اندرکاران  سایت ندای حقیقت که این مصاحبه را ترتیب دادند .

    اینجانب زهرا کریمی باز نشسته آموزش و پرورش در شهر مقدس مشهد خواهر صدیقه کریمی اسیر فرقه منحوس رجوی در آلبانی می باشم. ما در خانواده ای متوسط و متدین بدنیا امدیم . سه خواهر و دو برادر . من فرزند بزرگ خانواده و خواهرم فرزند دوم هستند. ما با هم دو سال اختلاف سن داشتیم ومانند دوقلوها همیشه با هم بوده و بسیار به هم وابسته بودیم و در همه کارها باهم مشورت می کردیم . تا اینکه در سال 1357  با شروع انقلاب در ایران  ما هم  به مانند سایر هموطنان مسلمان و بنا بر  وظیفه  دینی در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کردیم. آن زمان خواهرم محصل بود و هنوز دبیرستان می رفت . او از  طریق ایادی فرقه در دبیرستان با  گروهک رجوی آشنا شد . صدیقه از نظر دین و حجاب و اخلاق و هنر زبانزد بود لذا این فرقه دست روی او گذاشت و به هر طریق ممکن اورا به خود جذب کرد . ما هم هر چه تلاش کردیم که او را از این منجلاب نجات دهیم نتوانستیم . بالاخره در سال 1365 با مغز شویی های فراوان توسط ایادی روانی اش او را ربوده و به بیابانهای گرم و سوزان عراق آنهم به عنوان مبارزه با حکومت وقت بردند. رجوی خائن در آن زمان رهبری گروهی را بر عهده گرفت که اصلا لیاقت آن را نداشت . او بسیار خام و کم تجربه و متکبر و کم سن و سال و عروسک دست ساخته امریکا و اسراییل بود . و به علت کمبودها و حقارتی که در وجودش نهادینه شده بود دوست داشت جلب توجه نموده و در جامعه آن زمان در مقابل امام خمینی مطرح شود . لذا به دستور اربابان خود که با انقلاب اسلامی ایران مخالف بوده و اصلا دل خوشی از آن نداشتند از طریق رجوی خود فروخته سعی در اغتشاش و نابودی  انقلاب  ایران می کردند تا بتوانند به خواسته های بناحق خود برسند . هوشیاری و تیز بینی رهبران انقلاب ایران  و مردم غیور ایران تمام نقشه های آنها را نقش بر اب کرد و رو سیاهی به زغال  که همانا رجوی و انصارش بودند ماند . این مردک انقدر فکر و شعور نداشت که  بفهمد حکومتی که با دسترنج و حمایت و زحمت مردم انقلابی و مبارزه ای اسلامی و با تقدیم هزاران شهید و جانباز بدست آمده چگونه ممکن است با چندین سخنرانی مسخره و مزخرف و پر زرق و برق  و یکسری ترور های کور و ناجوانمردانه  و فریب دادن  جوانان کم تجربه و احساسی ....ساقط شود؟ پر واضح است همانطور که اشاره کردم چیزی جز کمبود محبت و حقارت.... که رجوی از طرف خانواده اش  داشت وعقده ی رهبر شدنش ،  علت دیگری نمی تواند داشته باشد که او این کمبود ها را می خواست با سوت زدنها و هورا کشیدن ها و دست زدنهای جوانان کم سن و سال  و خام آن موقع جبران کند که نتیجه اعمالش را اکنون شاهدیم که جز خفت و خواری و دربدری نتیجه دیگری برایش نداشت

     

    بعنوان دومین سوال  می تونید توضیح دهید آیا تا کنون ملاقاتی داشته اید ؟ما مطلع شدیم شما چندین ساله بدنبال ملاقاتی با خواهرتون که از اعضای اسیر در فرقه  رجویند هستید ایا تا کنون موفق به دیدار شدید واگر نه چرا؟

     

    از سال65 که خواهرم به عراق و کمپ اشرف رفته بود خیلی سعی کردیم او را به ایران بازگردانیم ولی موفق نشدیم تا سال 73 همه ساله هنگام سال تحویل به مناسبت سال جدید کارت تبریکی می فرستاد و عید را تبریک می گفت و گاهی اوقات هم تلفن می زد که بی طمع نبود . در اخرین تلفنی که زد تقاضای پول کرد که با مخالفت ما روبرو وبسیار ناراحت شد و احتمالا بدستور فرقه  دیگر زنگ نزد . تا سال 90 هیچ خبری از او نداشتیم نمی دانستیم که او مرده است یا زنده . در فروردین ماه سال 90 از طریق اخبار سراسری متوجه شدیم که ارتش عراق  به قصد گرفتن بخشی از زمین های کمپ اشرف که متعلق به کشاورزانش بود و در طی دوران صدام از آنها گرفته شده بود وارد   قسمت های شمالی کمپ شده  و گویا با اینکه کارتمام شده بوده است بعلت ایجاد درگیری از طرف سران  فرقه دوباره جنگ و درگیری  رخ می دهد.  ناخودآگاه به فکر صدیقه افتادیم که شاید او هم در این درگیریها باشد . به تحقیق و جستجو جهت یافتن او اقدام کردیم تا اینکه از طریق صلیب سرخ متوجه شدیم او زنده است و در کمپ اشرف به سر می برد سپس با راهنمایی انجمن نجات  با تعدادی از خانواده ها اقدام به سفر به عراق وکمپ اشرف نمودیم. من و برادرم حمید در اذر ماه 90 به امید دیدار با خواهرنازنینم صدیقه به همراه تعداد زیادی از خانواده های داغدار و زجرکشیده اسرای رجوی خائن عازم کشور عراق شدیم که متاسفانه با سنگ بارانی از طرف افراد فرقه مواجه شدیم که در این میان حمید نیز بی نصیب نماند .بالاخره بعد از ده روز با دست خالی بدون دیدار با خواهرم به ایران باز گشتیم . اما علت اینکه رجوی ها چرا مخالف ملاقات خانواده ها با عزیزانشان هستند را در جواب سوال بعدی شما توضیح خواهم داد

     

    ۳.  خوب به نظر شما چرا در عصر ارتباطات و زمانیکه دسترسی به ارتباط و  حق دیدار  و ملاقات با خانواده حتی جز اولیه ترین حقوق زندانیان هم هست چه رسد به مردم ازاد فرقه رجوی اعضایش را از ارتباط و ملاقات باخانواده محروم میکند و اجازه تماس ازادانه نمی دهد؟

     

    به نظر من یکی از علتها این است که ربایش و کشش عاطفی و احساسی که بین اعضای یک خانواده وجود دارد هیچگاه نمی تواند بین اعضای افراد یک گروه یا یک فرقه وجود داشته باشد . موضوع را سران فرقه هم به خوبی می دانند ولی باز هم اقدام به مخالفت می کنند . انها می دانند که این کشش و ربایش محبت الهیست و کسی جز خدای بزرگ نمی تواند انرا از هم بگسلد چه رسد به فرقه نابکاری چون رجوی ها .

    دومین علت نگه داشتن افراد تحت سلطه در بی خبری و نااگاهی از دنیای بیرون است .لذا از هر گونه تماس نیروها با خانواده هایشان جلو گیری می کنند تا پل ارتباطی با دنیای ازاد بر قرار نگردد تا مبادا عضو مربوطه انها را تر ک کند . انها نیز خوب می دانند عاطفه خانوادگی قویتر از کنترلیست که انها بر اعضایشان اعمال می کنند

    ودر پایان رجویها خوب دریافته اند که فرو پاشی اشرف پایگاه استراتژیک رجوی که حاصل سی سال  گروگانگیری  و بیگاری اسرای دربندش بود با همت همین خانواده ها اتفاق افتاد والا همچنان دست نخورده باقی می ماند و رجویها نیز به ظلم وستم وجنایآت خود بر  علیه اسرای دربندشان ادامه می دادند .همچنین بر چیده شدن لیبرتی که باز هم با تلاش و کوشش خانواده ها بود . آنها متوجه شده اند که خانواده ها راه خودرا یافته اند انها برای نجات جان فرزندانشان هر جا که بروند مانند آوار بر سرشان خراب خواهند شد . همانطور که می دانید اکنون نوبت آلبانیست. خانواده ها عزیزانشان را به امید رجوی ها رها نخواهند کرد  و همه تلاش خود را می کنند وبه آلبانی هم خواهند رفت وآرامش و آسایش را از فرقه خواهند گرفت . خانواده ها خود تجربه کرده اند که هیچ نهاد و سازمان بین المللی و جهانی نمی توانند گرهی از مشکلات آنها را باز کنند و فرزندان آنها را از چنکال گروهی حیوان صفت و وحشی نجات دهند . این تنها و تنها همت خانواده ها را می طلبد و بس که بهترین راه نجات برای فرزندان این وطن می باشد . خانواده ها با همت و تلاشی که دارند تیشه را به ریشه زده و تا نابودی کامل این فرقه از پای نخواهند نشست

     

    ۴.حتما تا کنون متوجه شدید فرقه رجوی بعد از خروج از عراق بیش از صد نفر از نیروهایش را از دست داده و انها از فرقه و تشکیلات رجوی جدا شدند و این روند جدایی ادامه دار است  فکر میکنید  علت چیست؟

     

    به نظر من سیر  و روند جدایی از فرقه را که در سالهای اخیر سرعت گرفته است را می توان به دو دسته عوامل بیرونی و عوامل درونی تقسیم کرد :

    عوامل بیرونی عبارتند از :

    اولین عامل که مهمترین آنهاست حضور مستمر ومدام خانواده ها درمقابل کمپهای فرقه است آنها از این طریق ارتباط  عاطفی قوی با فرزندانشان بر قرار نموده و ثابت می کنند که واقعا فرزندانشان  را دوست داشته و به هر کجای این کره خاکی که بروند دنبالشان خواهند رفت وتا جایی که در توان دارند برای نجات انها دست بر نخواهند داشت

    دومین عامل افشاگری های افراد جداشده  از فرقه منحوس  و زندگی آزاد و دوباره آنهاست هر چند که سران فرقه تا آنجا که در توان دارند افراد درون فرقه را از ازارتباط و مطلع شدن از دنیای آزاد محروم می کنند  ولی بهرحال جدایی مستمر اعضایی که سال ها در فرقه  و درحصار و زندان رجوی زندگی کردند ادامه دارد و آنها که  توانستند در دنیای بیرون به زندگی دوباره ای برسند بدون تاثیر بر روی بقیه افراد داخل کمپ نیست.

     

    سومین عامل نوشتن نامه به فرزندان از طرف خانواده ها در سایتهای باز ودادن آگاهی و اطلاعات از وضع بیرون از فرقه وآزادی که انها در بیرون از فرقه خواهند داشت همچنین حمایت آنها از طرف خانواده ها به محض رهایی تا جایی که  در توان دارند .

    علت آخر را می توان استمداد خانواده ها از نهادهای بین المللی وجهانی وگذاشتن  نامه های آنها در سایتها جهت اطلاع به فرزندانشان که خود می تواند  جرقه هایی در فرزندانشان ایجاد کرده و راهنمایی باشد که کمک به نجات انها نماید

    عوامل درونی عبارتند از :

    به نظرم در این مورد هم افراد جدا شده بهتر می توانند توصیف کنند من به خلاصه ای از گفته های انها اکتفا می کنم . دادن وعده و وعید های دروغین حدود سی سال به افراد اسیر و عملی نشدن هیچیک از آنها خود می تواند یکی از این عوامل باشد . همچنین ازدواجها و طلاقهای اجباری که با احکام اسلام کاملا منافات دارد . فشار کارهای  بیهوده و طاقت فرسا وبدون مزد وخسته کننده جسمی و روحی وهمچنین روابط و منا سبات خود ساخته ای چون جدایی زنان از مردان در محیط کاری ، خوراک اجباری ،پوشش اجباری، کار اجباری  قطع ارتباط با دنیای بیرون شکنجه های روحی ...همه اینها می تواند تلنگری باشد بر جدایی و بریدن از فرقه

     

    ۵. نظر شما راجع به اینده فرقه چیست؟

     

    این فرقه بعد از حدود سی سال فعالیت بیهوده و سرکار گذاشتن نیروهای تحت امر خود تبدیل به مردابی شده که هیچ حرکتی نداشته و در جا می زند . همانطور که مرداب در اثر مرور زمان به گندابی تبدیل می شود که هم از شفافیتش کاسته می شود وهم  بوی گند و فسادش باعث نابودی ساکنانش می شود این فرقه نیز به چنین جایی رسیده است. لذا افراد اسیر در این فرقه اگر راه نجات یا فراری برای خود نیابند مطمئنا در این مرداب از بین خواهند رفت که امید وارم رجوی ها خودشان طعمه مرداب دست ساخته خود شده و نابود گردند و آسیبی به ساکنان ان که فرزندان معصوم و بی گناه این مرز و بوم هستند وارد نشود. انشالله 

    ۶.  سوال اخر فکر میکنم شما در جریان باشید که سران فرقه رجوی و خصوصا شخص رجوی خیلی وقت ها مدعی حمایت و طرفداری از طرف خانواده های اعضا هستند ولی در عمل تا کنون حتی به یکی از این خانواده ها اجا ه ملاقات نداده و برعکس بطور مستمر به انها تهمت و افترا هم می زند و اعضا را هم مجبور به مقابله با خانوا ده خود میکند از شما درخواست  داریم بعنوان یک فرد مطلع از خانواده های اعضای اسیر  این ادعا رو  تفسیر کنید ؟

     

    رجوی ها زیاد از این حرفها می زنند که طرفدار خانواده ها هستند . آنها خوب میدانند که با گرفتن عزیزانشان بزرگترین ضربه را به خانواده ها زده اند که هیچ چیز جای ان را نخواهد گرفت پس می تواند ترفند و حقه ای بیش نباشد که این از خصوصیات یک فرقه منافق و دو رو و ریا کار است. فکر می کنند که با طرفداری ظاهری و منافقانه از خانواده ها می توانند آنها را هم گول زده وبه سمت خود بکشانند . در ثانی فرقه می خواهد ضمن کشاندن خانواده ها به طرف خود آنها را در مقابل حکومت قرار داده و از این مسئله به نفع خودشان تبلیغات کنند . لذا خانواده ها با تیز بینی وهوشیاری کاملی که دارند گول این گروهک منحرف را نخورده وبه مبارزه با آن فرقه تا نابودی کامل ادامه خواهند داد .

    هدف دیگری که این فرقه به جهت طرفداری از خانواده ها دارد این است که شاید بتواند از انها به عنوان هزینه فرزندانشان پول اخاذی کند یا بهتر بگویم گدایی کند که باز هم خانواده ها خیلی زرنگتر از ایادی این فرقه هستند که بخواهند باج بدهند  . پولی  که خرج فرزندان و اسرای فرقه نخواهد شد بلکه همه هزینه خوشگذرانیها و سفر ها و لباسهای الوان سران فرقه خواهد شد

    در پایان این حق هر خانواده ضربه خورده و داغدار از رجویست که به دنبال فرزندش در هر نقطه ای از جهان که باشد برود واین امر ذاتیست .حال اگر خانواده ها به اشرف یا لیبرتی و یا حتی آلبانی سفر می کنند این را حق الهی و قانونی خود می دانند وفرقه این حق را ندارد که چون دستش به خانواده ها نمی رسد فرزندان ما را مورد اذیت و آزار و شکنجه قرار دهد ویا زندانی کند ویا آنقدر تحت فشار های روحی و جسمی قرار دهند که بر علیه خانواده های بزرگوار خود در ماهواره های مسخره شان سخن بگویند و توهین کنند . خداوند هرکس را با اعمال خودش می سنجد ولی این گروهک فرزندان بی گناه ما را که هم جسمی وهم روحی دراختیار دارد. بخاطر اعمال خانواده ها و مقابله  با  ما مورد اذیت و آزار و  تحت فشار قرار می دهد . خود این عمل نشانه اینست که فرقه به بن بست رسیده است و راهی جز انتقام از اسرای تحت امرش برای نجات خود از لجنزار دست ساخته اش نمی بیند که همانا  کندن گور خود به دست خود است

    به امید آنروزکه  هرچه سریعتر فروپاشی کامل فرقه را نظاره گر باشیم.  انشاالله 

     

    تشکر و سپاس فراوان از شرکت شما در این مصاحبه

     

    افزودن نظر جدید