قربانیان فرقه -34

    خودسوزی محمدرضا صباحی

    سایت ندای حقیقت 25 بهمن ماه 1395 برابر با 13 فوريه 2017

    آقای محمدرضا صباحی از اعضای خارج کشوری فرقه تروریستی رجوی و باصطلاح یکی از مسئولین بخش سیاسی در کشور آمریکا بود. بعلت اینکه اعضای مستقر در اروپا و امریکا به نسبت اعضای مستقر در کمپ در معرض اخبار و اطلاعات بیشتری بودند. رجوی و سران درجه یک خیانتکارش همواره در نگرانی جدایی و نارضایتی اعضای اروپا و امریکا نشین بودند و به همین دلیل افراد بسیار اندکی را در کشورهای خارجی نگه میداشتند و اغلب اعضا را به عراق می کشاندند. همان نفرات اندک را هم سالی دو بار برای شرکت در جلسات مغزشویی و کنکاش وضعیت تشکیلاتی به عراق فرا می خواندند که مبادا بر خلاف میل رجوی قدمی بردارند و اگر در بررسی ..و تفتیش عقاید به فردی ناراضی و یا به قول تشکیلات حلقه ضعیف برمی خوردند دیگر اجازه خروج به او نمی دادند و بنوعی در عراق و کمپ های موجود تا آخر عمر زندانی می شد. محمدرضا صباحی نیز آز آن دسته نیروهای بخت برگشته ای بود که بعد از کشاندن او به عراق دیگر اجازه خروج نیافت و آنقدر جلسات مغزشویی و تحقیر کننده برایش برگزار نموده و مورد اذیت و آزار قرارش دادند تا دست به خودکشی زد . ادامه ماجرا را از آقای محمد ب دنبال می کنیم. به قلم آقای محمد ب یكي ديگر از كساني كه طي ساليان طولاني بدست دستگاه وحشت و ترور مجاهدين نابود شد محمدرضا صباحي است. محمد رضا صباحي از مسئولين و سخنگوي سازمان در آمريكا بود. او براي ماموريت به عراق رفت و سپس ديگر اجازه برگشت به آمريكا را به او ندادند. به همين خاطر نقطه افتراق او با سازمان شروع شد. محمدرضا بحثهاي سياسي و تشیكلاتي فراواني داشت. در آن زمان من در بخشي به نام «دبيرخانه» با مسئوليت محمدعلي توحيدي كار مي كردم. روزي محمد سيدالمحدثين كه مسئول بخش سياسي سازمان بود با اعضاي دبيرخانه نشستي برگزار كرد و گفت فردي به اسم محمدرضا را مي خواهيم به بخش شما منتقل كنيم او مسئله دار شده است و يك سري سئوالات و ابهامات دارد كه سعي مي كنيم با او برخورد كنيم تا مسائلش حل و فصل شود. بعد از آن محمدرضا را به بخش ما آوردند. محمدعلي جابرزاده كه از مشاورين نزديك رجوي بودبه بخش ما مي آمد و ساعتها با او صحبت مي كرد. ( جلسات تحقیر و کوبیدن و بایکوت کردن نفرات توسط وی معروف بود او بسیاری از نفرات را در طی سالهایی که مسئول بخش تبلیغات بود ایزوله کرده خلع رده می کرد و با کوچکترین انتقادها به فحش و ناسزا می کشید . خودکشی مجتبی میرمیران دربخش وی حاصل دیگری از کارهای اوست ) هنوز يك هفته از آمدن محمدرضا نگذشته بود كه گفتند نيمه شب محمدرضا خود را به آتش كشيده است. بعد هم معلوم نشد جسد او را به كجا بردند و كجا دفن كردند. به همين مناسبت نشست ديگري با نفرات دبيرخانه صورت گرفت كه باز سيدالمحدثين آنرا اداره مي كرد. جابرزاده نيز در نشست حضور داشت، جابرزاده گفت، هيچ حرف منسجم و درست و حسابي نمي زد تنها برداشتي كه من كردم اين بود كه از مبارزه خسته شده و مي خواهد بدنبال زندگي برود. سيدالمحدثين و توحيدي نيز كه در آنجا بودند حرف او را تاييد كردند و هر كدام عليه او صحبت كردند. جالب است كه همسر او (فرح امامي) را نيز به آن نشست آورده بودند و سعي مي كردند موضوع را براي او نيز رفع و رجوع كنند. فرح امامي كه قبلا در بخشهاي پشتيباني كار مي كرد پس از اين ماجرا براي اينكه به او امتيازي بدهند به بخش سياسي منتقل كردند. ولي غم نهفته اي كه در سيماي فرح ديده مي شد كاملا خبر از وضعيت دروني او در عزاي همسرش مي داد. البته خانم فرح امامی سرانجام در سال 1387 با کمک مصاحبه های کمیسیاریا و نیروهای عراقی از کمپ عراق فرار نمود و از سازمان تروریستی رجوی جدا شد.

    منبع : وبلاگ افشای وطن فروشی رجوی

    افزودن نظر جدید