قربانیان فرقه رجوی-33

    مرگ مشکوک نغمه حکمی

    به قلم آقای فؤاد

    بصری سایت ندای حقیقت 20 بهمن 1395 برابر با 8 فوریه 2017  -- نغمه حکمی در سال 82 مدتی مسئول من در مقر پنجم بود مسئول مقر زنی تازه به دوران رسيده بنام فرزانه ميدان شاهی بود نغمه در نشست روزانه ، کاری به کار کسی نداشت به چهره اش که نگاه می کردم در گير مسئله ای بود بخصوص مواقعی که از نشست مسئول مقر می آمد بيرون آو را می ديدم صورتش قرمز و برافروخته شده و در حين راه رفتن با خودش صحبت می کرد . در يک نشستی يکی از نفرات نکاتی از بحث انقلاب من در آوردی مريم قجر را می خواند نغمه به او گفت من هم به نوعی درگير اين مسئله هستم و در نشست ها زير تيغم(یعنی مورد تهاجم هستم) به نوعی تناقض خودش را مطرح کرد و برای ما روشن شد که نغمه با انقلاب مريم قجر مخالف است از ما حسابرسی نمی کرد او بهتر از ما می دانست مثل يک برده از ما کار می کشيدن مخالف اين کار بود مدتی از نغمه خبری نبود طی اين مدت زن ديگری را جای او گذاشتند در نشست از مسئول جديد سئوال می کرديم که خواهر نغمه کجاست در جواب می گفت رفته ماموريت چند روز ديگر بر می گردد يک شب قبل از شام فرزانه ميدان شاهی ما را در اتاق کارش جمع کرد و گفت می دانيد چی شده ما هم گفتيم خير . با خنده رویی و خيلی غير جدی گفت نغمه فوت کرد همه ما در نشست مات مانده بوديم و فرزانه می خنديد و در ادامه گفت مبارزه همين است ديگه . جالب اينکه که در مراسم تدفين هم نفرات زيادی شرکت نکرده بودند از جمله شورای زنا ن فرقه رجوی . معلوم بود که زياد به آن توجهی نکرده بودند هنگام بازگشت از مزار فرزانه ميدان شاهی مسئول مقر و يکی از زنان در خودرو نشسته بودند و کرکر می خنديدند انگار برای جشن آمده بودند و نه برای تدفين يک انسان . برای ما مشخص بود که نغمه طبيعی فوت نکرده سران فرقه رجوی آن را کشتند متاسفانه ما نمی توانستيم حرفی بزنيم اگر هم مطرح می کرديم به شدت ما را سرکوب می کردند بايستی سکوت می کرديم بعد ها با یکی از مردان رده بالای سازمان که گپ و محفلی داشتم و در حال حاضر در آلبانی است ، به من گفت نغمه با اصول اين ها مخالف بود مژگان و سران بالا هر روز برای او نشست برگزار می کردند و آن را سوژه نشست می کردند شکنجه های روحی و فيزيکی بر روی او اعمال می کردند و ا در نهايت او مريض می شود و از بردنش به امداد خودداری می کنند و در محلی که قرنطينه بود فوت می کند اگر به لحاظ مداوا به آن رسيدگی می کردند نغمه فوت نمی کرد . رجوی و سرانش از انسانيت بويی نبردند کوچکترين مخالفت را با خط و خطوط آنها داشته باشيد شما را با عناوين مختلف از صحنه حذف می کنند . و خيلی راحت از مرگ انسانها می گذرند . و برای اينکه کسی بويی نبرد روی سنگ قبر سربه نيست شده آرم تروريستی خودشان را حک می کنند و نام مجاهد را روی آن می گذارند . فرقه رجوی از فرار کردن زنان به شدت ترس و وحشت داشت اگر بويی از فرار يک زن به مشامش می خورد نقشه مرگ آن زن را می کشيد . به اميد روزی که رجوی و سرانش به محاکمه کشيده شوند .

    فؤاد بصری

    افزودن نظر جدید